
+ نوشته شده در 87/01/01ساعت 0 AM توسط باقالی
قلب دخترا مثل قبرستون مي مونه، هركي رفت توش ديگه بيرون نمي ياد
ولي قلب پسرا مثل هتل پنج ستاره است معلوم نيست كي مي ره كي مي ياد![]()
+ نوشته شده در 86/11/08ساعت 0 AM توسط باقالی |
اینم یه هدیه واسه دخترای گل بازی فوق العاده زیبا بصورت flash. برای هدف گرفتن مخ پسرها >>> لذت ببرید
سنگ بزن جایزه بگیر
(که البته تعطیله)![]()
![]()
<<<
+ نوشته شده در 86/10/06ساعت 0 AM توسط باقالی |
همه چيزاي خوب خانومند مثل:
مهتاب خانم، خورشيد خانم فرشته خانم پروانه خانم خانم گل اما همه ي چيزهاي بد آقا هستن: آقا گاوه آقا سگه آقا دزده آقا گرگه آقا خره به من چه



![]()
توی قصه ها این اسمها رو روی پسرها میزارن من فقط اینجا نوشتم همین!
+ نوشته شده در 86/10/06ساعت 0 AM توسط باقالی |
۱-به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گريه ميکنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نميکنيد. ۲-از ۹ سالگی به بلوغ جسمی و عقلی ميرسيد و حالا حالاها بايد بدوند تا به پای شما برسند ۳-بهشت زير پای شماست. ۴-به وضعتان اهميت ميدهيد و شکمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نميشود. ۵-مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاری کنيد. . . مثل خانمها در خانه مينشينيد تا ديگران با کلی منت و خواهش و التماس و گل و شيرينی از شما اجازه حضور بگيرند. ۶- هرگز از فرط خشم نعره نميکشيد و از فرط حسادت کبود نشده و خون به راه نمی اندازيد. ۷- ضعيف کش نيستيد و دق و دلی رئيس اداره تان را در خانه خالی نميکنيد. ۸- در محل کار با ارباب رجوع برخورد مناسبی داريد و احساس پاچه گيری بهتون دست نميده. ۹- با ديدن دختر قشنگ محله افسار پاره نميکنيدو شروع نميکنيد به تکه پرانی. ۱۰- هرگز سرکار به همکارتان حسادت نميکنيد و از غصه اينکه همکار عزيزتان رئيس بشه نميترکيد. ۱۱-اگر رئيس محل کارتون زن باشه ۱۰۰۰ تهمت ناروا به او نميزنيد و اونقدر حرص نميخوريد تا دق مرگ بشيد. ۱۲-علاقه ای به دست به يقه شدن و لرزاندن اموات ديگران در گور و کلمات رکيک نداريد. ۱۳- بعد از ازدواج ديگر به فکر برآورده کردن هوس ها و عقده های دوره جوانيتان نمی افتيد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در 86/10/06ساعت 0 AM توسط باقالی |
يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند. خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم. اجي مجي لا ترجي... حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: اجي مجي لا ترجي...
ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادار موندين، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و...
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم(خاک بر سر بی لیاقتت)
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........![]()
پيام اخلاقي اين داستان:
مردها شايد موجودات ناسپاسي باشند،
+ نوشته شده در 86/10/06ساعت 0 AM توسط باقالی |
اگر شما پسري هستيد طالب قرتيبازيهاي دخترانه!، نکات زير را جهت دختر شدن، البته به طور آزمايشي، رعايت کنيد:
ابتدا بايد ريش و سبيل خود را، البته اگر داريد، (ريش و سبيلو ميگم بابا!) به سطل خاکروبه بسپاريد. هر چند که با زدن سبيل خود، نميتوانيد درست راه برويد!
اکنون نوبت آن است که تغييراتي چند در سر و صورت خود به وجود آوريد. از جمله ابروها را صفا دهيد! که البته اين نکته امروزه لازم به ذکر نميباشد. زيرا شما معمولا از قبل، اين كار را كردهايد!
حالا به سراغ لوازم آرايشي مادر يا احيانا خواهر خود برويد. سعي کنيد قوطي کرم پودر را روي صورت خود خالي کنيد!
در آخر يک مانتو که از شدت تنگي به کيسهي مارگيري شباهت دارد به تن کنيد. هر چه تنگتر، اندام ضايع شما زيباتر!
روسري ترجيحا تيتيش خود را سر کنيد و آماده خروج از خانه شويد.
کفش پاشنه بلند در اينجا نقش مهمي ايفا ميکند. هر چند که شما با پوشيدن يک کفش پاشنهدار مثل شترمرغ راه خواهيد رفت!
حالا شما در خيابان هستيد!
هنگام راه رفتن سعي کنيد به کل بدن خود پيچ و تاب بدهيد! بهتر است براي بهتر قر دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنيد!
و نکته بسيار بسيار مهم «عشوه شتري» است! شما بايد سعي کنيد براي کل ملت که در خيابان هستند پشت چشم نازک کنيد!
اگر کسي احيانا از شما ساعت پرسيد، صداي دورگه و ناهنجار خود را کش دار کنيد:
ببخشيد خانوم، ساعت چنده؟
اييييييييييش! دو و ربــــــــــع! واااااه!
شما هنگامي که در خيابان راه ميرويد لغات عاشقانه بسياري را ميشنويد و مسلما حال ميکنيد!
به منظور جلوگيري از حال کردن بسيار شما با دختر شدن، از ادامه اين آموزش معذوریم...
+ نوشته شده در 86/10/06ساعت 0 AM توسط باقالی |
۱. واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشن اگه صندلی ها هم خالی باشه میرن ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستن، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهشون.
۲. واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میرن، کافیه فقط یه دختری از کنارشون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنشون می چرخه.
۳. واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرشون میاد، پا میشن میرن یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میرن، 100 بار بوغ میزنن و 200 بار ترمز، بعدشم میزنن به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آرزو می کنن که برن تو توالت عمومی خودشون رو دار بزنن.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن) ![]()
۴. واسه اینکه وقتی میرن کوه، پشت دختره میرن بالا از کوه، بعدش کم میارن و رنگشون سرخ میشه و تازه می فهمن که دختره کوهنورد بوده ![]()
۵. واسه اینکه وقتی حس غرورشون گل میکنه میبینن دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میرن جلو، با پسره دعوا میکنن، بعدش که خوب کتکه رو خوردن می فهمن که یارو داداشش بوده. ![]()
۶. واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که با تاکسی بر می گرده ، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده.
+ نوشته شده در 86/10/06ساعت 0 AM توسط باقالی |
+ نوشته شده در 86/09/14ساعت 11 PM توسط باقالی |
- تو فامیل شما از هر خانواده فقط یکی کچل می شه که تو خانواده شما این بلا به سر تو میاد! - داری می ری عروسی و توی خیابون یه موتوری با کابینتی که ترکش بسته میاد جلوت. دسته کابینت درست می خوره بالای پیشونیت تا همون جای سرت که بیشتر از هر نقطه دیگری تو چش میاد، زخم بشه. - ماینوکسیدیل به اون کله مسخرت می مالی و تمام بدنت جوش می زنه. بعد که بروشورش رو می خونی، می بینی این عارضه تنها برای 1 تا 2% افراد پیش میاد. - می ری دکتر و برات قرص می گیره. بعد نامزدت میاد خونت و اتفاقا چون برادر خودش هم کچله، قرصات رو توی یخچال می بینه و می فهمه که تو یک کچل بالقوه هستی و در مورد خودت بهش دروغ گفتی و با احساساتش بازی کردی. - به خوردن قرصا ادامه می دی. تمام بدنت مو در میاره غیر از سرت. - نهایتا وقتی از همه راها نا امید می شی و می ری مو می کاری، تیغ انداختن به کله مد میشه!
+ نوشته شده در 86/09/14ساعت 6 PM توسط باقالی |
ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!
حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!
تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !
تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!
توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره
تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش
از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه
می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه
می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه
+ نوشته شده در 86/09/14ساعت 6 PM توسط باقالی |
با اینکه ضد حالی ُ, حالی واسم نمیذاری بازم میام سراغتُ , تو هم محل نمیذاری لبات بهم میگه برو ،چشات همش میگه بیا نمیدونم چی کار کنم , میون این برو-- بیا چشاتُ خوب میشناسمُ , اونارُ باور میکنم رفتنُ بی خیال میشم , موندنُ باور میکنم هیچوقت نگفتم که بهت,آخه چقدردوست دارم میخوام دیوونگی کنم , بهت بگم دوست دارم به سیم آخر میزنم , میخوام بگم ختم کلام دیوونتم , عاشقتم , عشق منی و ,والسلام
+ نوشته شده در 86/09/12ساعت 11 PM توسط باقالی |
. در هر خانه يكی از آنها هست ولی نميدانيد به چه درد ميخورد
: مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستند
. حتی يك كلمه از چيزهائی را كه ميگويند نميتوان باور كرد
: مردها مثل « كامپيوتر » هستند
. كاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند
: مردها مثل « سيمان » هستند
. وقتی جائی پهنشان ميكنی بايد با كلنگ آنها را از جا بكنی
: مردها مثل « طالع بينی مجلات » هستند
. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه می گويند
: مردها مثل « جای پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائی كه باقی مانده اند ياكوچك هستند ياجلوی درب منزل مردم
: مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند
. بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گيرند
: مردها مثل « باران بهاری » هستند
. هيچوقت نميدانيد كی می آيند ، چقدر ادامه دارد و كی قطع ميشود
: مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غير قابل اطمينان
: مردها مثل « موز » هستند
. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند
: مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلی زودازتميز كردن و مراقبت از آنها خسته می شويد
+ نوشته شده در 86/09/07ساعت 0 AM توسط باقالی |
نامه مادر گضنفر به گضنفر
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.
ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده.
همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.
راستي:گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.![]()
+ نوشته شده در 86/09/07ساعت 0 AM توسط باقالی |
پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه
. مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه . سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل \"آلن دلون\" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) . شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو \"فر شیش ماهه\" می زنه یا \"گلت\" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و.... تمام . دخترکش شد ارواح عمهاش. \"هدف ما جلب رضایت شماست\"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که \"انسان جایزالخطاست\" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره .. نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای \"ژرمن شپرد\" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله \"بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی\" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی \"خانم بچه ها\" می بینه \"حاج خانم\" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم
+ نوشته شده در 86/09/07ساعت 0 AM توسط باقالی |
_ قبل از ازدواج ايستادن در صف سينما و استخر، بعد از ازدواج
_ قبل از ازدواج تعطيلات رفتن به ديزين واسكي، بعد از ازدواج در
_ قبل از ازدواج نوشتن كتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن
_ قبل از ازدواج صحبت تلفني بيمحاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام
_ قبل از ازدواج رفتن به سفرهاي هفتگي، بعد از ازدواج در حسرت
+ نوشته شده در 86/09/07ساعت 0 AM توسط باقالی |
![]()
![]()
![]()
اگر شصت پای شما زير اجاق گاز گير کرده و شما ان را باند پيچی کرده ايد هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زيرش
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زير آفتاب سوخته بايد بگوييد : از اسکی آخر هفته نمی تونم بگذرم
اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمين خورده ايد در جواب بايد بگوييد : با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم
اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد : ديشب با قهوه جوش اينجوری شد
اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد : "به سيم گيتارم گير کرده
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خيرات و چای و شيرينی مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: "که خواهرتان از هلند شکلات زيادی اورده است
اگر مينی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شديد بسيار عصبانی بگوييد : "الکی می گن زانتيا ايربگ داره
اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگوييد:"حواسم نبود ميله ی شومينه زيادی داغ شد
اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسايه را از ميان شعله های آتش بيرون کشيدم
"اىىىىى خاك !! ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي"
+ نوشته شده در 86/09/07ساعت 0 AM توسط باقالی |
يك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.
پانصد سال پس از خلقت آدم:
با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه)
بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.
دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟
بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.
ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.
هم اكنون:
به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد" مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد
+ نوشته شده در 86/09/04ساعت 7 PM توسط باقالی |
پسراژل میزنن به اون موهاشون
عینک میزنن به اون چشاشون
اوا خاک بر سراشون
ریمل میزنن به اون چشاشون
ماتیک می مالن به اون لباشون
اوا خاک بر سراشون
کراوات میزنن اون خوشگلاشون
واسه دوست دختراشون
اوا خاک بر سراشون
کلاسور میزارن زیر بغلاشون
یه کت میپوشن قد باباشون
یکم ریش میزارن نوک چونه هاشون
پرفسور میشن جون ننه هاشون
اوا خاک بر سراشون
+ نوشته شده در 86/09/03ساعت 9 PM توسط باقالی |
سلام.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
\/___\/_\/___\/_\/____\/__\/____\/___\/___\/____\/\/\/___\/____\/__\/
بازم یه معما براتون دارم. این دوتا نوار مغزه. اولی مربوط مغز پسرا نباید بگم. حالا چون اصرار میکنین میگم. دستگاه نوار مغز از اول شروع کارش با لیزر دنبال مغر توی سر میگرده و هرچی که از جلوش رد بشه ثبت میکنه. چرا مال پسرا واسه اینکه تو سرپسرا مثل پاره آجر و تکه های گچ از جلوی نوار لیزر خط به صورت تکه تکه روی صفحه چاپ میشه. چرا مال دخترا چونکه برای دخترا این دستگاه دقیق فقط برای وجود مغز از خطوطی مثل خطوطی که برای دخترا استفاده میکنه. و در صورت نبود مغز خط صاف میکشه و در صورت مشاهده جسم ناشناس خط رو قطع میکنه. این نوار مغز یک دقیقه از کارکرد مغز دخترا مغز پسرا ولی مغز دخترا اینو به تازگی محققا کشف کردن. منبع:تحقیقات کامل و جامع دانشگاه آکسفورد.
ست دومی مربوط مغز دخترا
ست. دلیلشم خودتون بفهمید. همه چی رو که من
صافه؟ چرا تیکه تیکه شده؟
مملو از هواست و خط صاف میمونه و به دلیل رد شدن اجرامی
اینطوریه؟
از همون اول مغزو پیدا میکنه و فکراشونو ثبت میکنه.
گذاشته
و پسرا
رو نشون میده.
رو که اصلا ولش کن تعطیله.
تو یک دقیقه اینهمه فکر میکنه و این نوع خطوط در نوار مغز نشان دهنده افکار مثبته.
+ نوشته شده در 86/09/03ساعت 2 PM توسط باقالی |
هلو... حالا پیش خودتون میگید چرا اول مطلب نوشتم هلو(البته فقط پسرا.از بابت دخترا خیالم راحته که متوجه میشن)... پسرا زیاد نمیخواد به خودتون فشار بیارین.فکر نکنین خودم الان توضیح میدم... حالا چرا نوشتم هلو... این Hooloo نبوده و Hello میباشد... آخه رفتم کلاس زبان آقا معلممون گفته خارجکی حرف بزنین که قوی بشین تو خارجکی حرف زدن... من هم از امروز شروع کردم... خب میگذریم... خوبین؟؟؟چه خبرا؟؟؟ فیو دی نبودم... دیگه اسکول ها هم که شروع شده... خاطر نشان کنم که این
رفقا میگن اگه درس رو از مدرسه ها حذف کنن عالی میشه...
ولی بعضیاشون میگفتن درسم حذف کنن دیگه فایده نداره. میگفتن آقا هم که اصلا
پا نمیدن(آره جون عمه هاشون کم مونده بیان بپرن تو بغلت) و زیدینگ (ZeyDing) هم که
تعطیله(تمرین افعال معکوس و کلمات همراه ING.(تمرین برای کلاس زبان))...
(رفقا میگنا من نمیگم)...
میگن پسرا همشون پاکن...
پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط هم دیگه رو به اسم گودزیلا بادوم زمینی و...صدا میکنن(البته تا چشون به یه خانم میوفته)
پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط تا چشون به یه دختر میفته دست و پاشو گم میکنن شوع میکنن به چرت و پرت گفتن.
پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط موهاشون سیخه(نیّتشون
خیره واسه اینکه سیخ کم شده برای اینکه کشور رو تحریم کردن سیخ دیگه وارد نمیکنن و برای
درست کردن جوجه کباب و کباب به مشکل بر میخورن.اینه که میخوان به ماما و پاپا کمک کنن)...
پاکن و اصلا دنبال دختر نیستن فقط چشاشون مث تلسکوپ میمونه(تا فاصله 350 متری هرچی
دختر خوشتیپ باشه زل میزنن تو چشماش(البته بازم نیّتشون خیره.میخوان به علم نجوم کشور
کمک کنن و ماههایی مثل دختر خوشتیپارو کشف کنن)...
پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط تا جلو چنتا دختر میرسن یهو یه جک
یادشون میاد و واسه دوستشون تعریف میکنن و با بلند ترین ولومی که میتونن میخندن( البته اونا
میخوان دوستاشونو بخندونن و شاد باشن و اصلا قصدشون جلب توجه دخترا نیست)...
خلاصه پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط تابلو بازی در میارن و جلب توجه
میکنن(اصلا دست خودشون نیست. کلا با آی کیویی که من ازشون سراغ دارم نمیتونن به خوبی
فکر کنن و درست تصمیم بگیرن.کلا کاراشون غریضیه)...
راستی توجه کردین مگسا فقط رو پسرا میشینن؟؟؟
+ نوشته شده در 86/09/03ساعت 2 PM توسط باقالی |
دو دســــــتت در دمــــاغـــــــت بــــــــود روزی(دوشـــــــــــنبه ) مـرا دیـدی بـگُرخیدی تو مـووزی(مـگه مجبوری سر قرار دستتو بکنی تو دماغت؟؟؟؟) مـــن اکنــــــــــون بــــا یــــــــکی دیـــــــگر رفــــــیقم(هاشم پسر آقای موسوی) اینـــــــو گفــــــــتم کـــــــــه تــــــــو یــــــــکّم بـــــــــسوزی(از جـــــــاهای بـــــد بــــــد) بـــــــه مــــــن گـــــــفتی کــــــــه بـــــــی تــــــــو در عـــــــذابم(آخـــــــی...طـــــفلک) تـــــــو را مـــــــیبینم هر شـــــــب مــــــــن بـــــــــه خـــــوابم(از بــس دوســتم داره) اگــــــــــر یــــــــــــکدم نبـــــــــــاشــــی رو بـــــــــــه مـــــــــــوتـــــــم(ایـــــــــشــــــالا) بـیــــــا پــــــــیـشـم بــــــمــون ای دوســـــت نـــــــابــم (مـــــــــنـو میــــــــگه هــــــا) مـــــن از عــــــشق تـــــو هـــــر شـــــب مـــــست مـــــــستم(عـــرق خـــوری؟؟؟؟؟) مـــشنگو مُـــنگلم شـــیشه بــه دســـتم(تــریپه بـــاده فـــروش مـــی بـــده و ایــنا) بـــــــا مـــــــــــن دوســـــــــت شـــــــو دوبـــــــاره ای باقالی جــــــــون(عـــــــــمرا) کــــــه مـــــــــن تــــــــا آخـــــــرش عــــــاشقت هـــــــستم(آره جـــــــون عـــــــمت) شعر و تنظیم و بقیه کارا از : باقالی(در حالت خواب و بیداری). نکته: اول بدون پرانتز بخونین بعد با پرانتز بخونین. هر پزانتز مخصوص همون مصراعه( دخترا که متوجه میشن اینو میگم که پسرا قاطی نکنن) قابل توجه پسرا:اگه نتونستین بخونین زیاد به خودتون فشار نیارین همون دو مثقال مخی هم که دارین دود شه بره هوا. به من بگین یه جور میذارم که بتونین بخونین.
+ نوشته شده در 86/09/03ساعت 2 AM توسط باقالی |
______ _____ میدونین اینا چی هستن؟نمیدونین؟ اینا ترازوه .(ترازوی محکه و خیلی دقیقه). حالا چرا 2 تاست؟ رو کفه ی سمت راستی مغز پسرا و رو کفه ی سمت چپی مغز دخترا رو گذاشتیم. با محک تفاوت را احساس کنید.
| | | |
| 2000g | | 0000g |
| _____ | | _____ |
| | | |
______ | | ______ ______ | | ______
|__|__|__|__|__|__| |__|__|__|__|__|__|
|__|__|__|__|__|__| |__|__|__|__|__|__|
|__|__|__|__|__|__| |__|__|__|__|__|__|
+ نوشته شده در 86/09/03ساعت 2 AM توسط باقالی |
1- چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟ ![]()
به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند.
2- چرا مردها هميشه خوشحالند؟![]()
چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند.
3- چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟ ![]()
زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند.
4- اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟ ![]()
خانم، چرا که آقا راه را گم مي کند.
5- شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟ ![]()
شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد.
7- به يک مرد با نصف مغز چه مي گويند؟ ![]()
با استعداد !!!!!!!!!!!!!!!!
8- فرق بين نرخ اوراق بهادار با مردها در چيست؟ ![]()
نرخ اوراق بهادار رشد مي کند.
9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟![]()
من مي تونم کارمو بهتر از اين انجام بدم.
10- دو دليلي که مردها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند.![]()
1- فکري ندارند. 2- کاري ندارند.
11- در آمريکا به يک مرد باهوش و با استعداد چه مي گويند؟ ![]()
توريست.
12- آيا شنيده ايد که مردي مدال طلاي المپيک را از آن خود ساخت؟ ![]()
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد.
13- يک وضعيت غير قابل كنترل چيست؟ ![]()
144 مرد در يک اتاق.
14- براي درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نياز است؟![]()
3 تا، يک نفر ماهيتابه را بر روي گاز نگه ميدارد و دو نفر ديگر گاز را تکان ميدهند تا گرما به تمام سطح ماهيتابه برسد.
15- آقايون لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟ ![]()
"کثيف" و " کثيف اما قابل پوشيدن".
16- تنها يک مرد مي تواند يک ماشين ارزان قيمت 2 ميليون توماني بخرد و يک سيستم صوتي 4 ميليون توماني بر روي آن نصب کند.
17- يک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر مي کند، يک مرد 35 ساله به چيزي فکر مي کند؟ ![]()
به قرار گذاشتن با بچه ها.
18- شما به مردي که همه چيز دارد چه ميدهيد؟![]()
زني که به او نشان دهد چگونه مي تواند از آنها استفاده کند.
19- چرا عنکبوت هاي سياه پس از جفت گيري، جفت خود را مي کشند؟![]()
به اين خاطر که مي خواهند قبل از شروع خرخر جلوي آنرا بگيرند.
2۰- آينده نگري يک مرد چگونه مشخص مي شود؟ ![]()
به جاي يک بطري 2 بطري مشروب بخرد !!!!!!!!!!!
۲۱- چرا مردها به دنبال خانمهايي هستند که هيچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟![]()
به همان دليلي که آدمها ماشيني را دنبال مي کنند که هيچ گاه نمي توانند در آن رانندگي کنند.
2۲- شما با مرد مجردي که تصور مي کند بهترين هديه خدا نصيب او شده چه مي کنيد؟
او را مبادله مي کنيم.
2۳- چرا آقايون مجرد جذب خانم هاي با هوش مي شوند؟ ![]()
دو چيز مخالف نسبت به هم کشش دارند.
2۴- شباهت آقايون با ماشين چمن زني در چيست؟ ![]()
هر دو خيلي سخت به کار مي افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد مي کنند و حتي نيمي از وقت را هم نمي توانند به درستي کار کنند.
۲۵- فرق يک شوهر جديد با يک هاپوي جديد در چيست؟ ![]()
بعد از يک سال هاپو هنوز هم از ديدن شما به هيجان مي آيد.
۲۶- نازکترين کتاب دنيا چه نام دارد؟ ![]()
چيزهايي که مردان در مورد زنان مي دانند.
+ نوشته شده در 86/09/02ساعت 9 PM توسط باقالی |
دخترها:
1- توي ماهيتابه روغن ميريزن
2- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
3- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
4- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها:
1- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
2- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
3- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
4- توي ماهيتابه روغن ميريزن
5- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
6- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
7- چند تا فحش ميدن
8- دنبال كبريت ميگردن
9- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه
دود آشپزخونه رو بر ميداره
10- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
11- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
12- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
13- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
14- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
15- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
16- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
17- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
18- دنبال نمكدون ميگردن
19- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
23- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
24- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
26- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
29- سريع برميگردن توي آشپزخونه
30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
33- قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و
تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
38- روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
+ نوشته شده در 86/09/02ساعت 9 PM توسط باقالی |
تو این روش از اشعه لیزر استفاده شده. تو این روش هم از تزریق سم. تو این راه هم که می بینید مین گذاری زیر توپ گلف. تو این روش هم از مواد محترقه و انفجاری توی سیگار استفاده شده. امیدوارم از این روش ها استفاده کافی را ببرید

![]()

![]()

![]()

+ نوشته شده در 86/09/02ساعت 9 PM توسط باقالی |
2.یه پسر خوب زمانی که یک دختر خانوم راننده رو می بینه ذوق زده نشده ودر صدد عقده بازی برنمیاد. 3.یه پسر خوب که ژیان سوار میشه روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمی کنه 4.یه پسر خوب زمانی که تصادف می کنه همانند قبائل مغول وحشی بازی در نمیاره 5. یه پسر خوب دکمه های پیراهنشو از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم می بنده 6.یه پسر خوب روزی ده بار هوس بردن نذری به دم دره خونه همسایه که تصادفا دختره دم بخت داره رو نمیکنه 7.یه پسر خوب بیشتر از 5دقیقه تو دستشویی نمی مونه 8.یه پسر خوب 5ساعت در حمام اهنگ جواد یساری رو نمی خونه و برای همسایه ها الودگی صوتی ایجاد نمی کنه 9.یه پسر خوب اگه درد عشق گرفت در کوی و برزن عرعر عشق نکرده و ابروی خانوادگی خودش رو نمی بره 10.یه پسر خوب در جشن های فامیلی جو گیر نشده و نمی رقصه تا ابروی کل خاندان رابر باد دهد 11.یه پسر خوب در مهمانی های خانوادگی نوشیدنی های غیر مجاز از قبیل ماءالشعیر را تنها با رضایت نامه رسمی و کتبی پدر استعمال می کند. 12.یه پسر خوب هر وقت عشقش کشید با زیر شلواری کردی چین پلیسه دار و یا شورت ماماندوز رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمی پره
+ نوشته شده در 86/09/02ساعت 2 PM توسط باقالی |
1.یه پسر بد روزی دو ساعت ژل می ماله بی نهایت 2.یه پسر بد خوش تیپ می کنه فراون میره تو خیابون 3.با ماکسیمای مشکی(همون ماکسیمایی که همتون میدونید)می گازه تو خیابون میرونه مثل فشفشه ترمز دستی می کشه تا میبینه ایست بازرسی می میره از دلواپسی رنگش یهو می پره میگه این بار اخره 4.یه پسر بد خونه باباش می خوره نون مفت گردن می کنه کلفت 5.یه پسر بد پای تلفنه تا 4ره صبح الاف و سر خوش 6.یه پسر بد روزی صد دفعه عاشق میشه اخرش هم که می فهمه سر ه کاره فارغ میشه 7.یه پسر بد صبح تا شب تو خزل شهر الاف و در به در 8.یه پسر بد ریمل میزنه به اون چشاش ماتیک می ماله به اون لباش خاک بر سرش
+ نوشته شده در 86/09/02ساعت 2 PM توسط باقالی |
در هجوم انبوه امواج طوفانی در کنار ساحلی دردآلود موج ها را می شمارم چند موج دیگر می زند این دریا تا رساند من را به چشم انتظاری در ساحل
+ نوشته شده در 86/08/27ساعت 3 AM توسط باقالی |
در راستاي اينكه ازدواج يكي از مواردي است كه امروزه خواب و خيال جوانان پاك و متين شده است، موارد زير جهت اولين گام براي ازدواج توصيه مي شود:
خواستگاري و روشهاي آن: چندين روش براي خواستگاري وجود داره. 1- مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بيبي صغراي معروف و آبجيجون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونههاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوهاي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم. خلاص. 2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بريد جلو و خيلي مودبانه باهش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانهاي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدا اگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين. 3- مثل همين زمان رفتار كنين و برين دانشجو بشين و توي دانشگاه با يكي سر حرف رو باز كنيد و بعد كمكم ازش خوشتون بياد و بعد براش نامه بنويسيد و يواشكي بهش بديد و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بيسروصدا عقد بشين و سر كلاس همش به هم نگاه كنيد. 4- مثل زمان آينده رفتار كنيد و به دوست دخترتون بگين يك نفر براتون پيدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون يه شاخه گل بخريد و بريد خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اينكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشيد. 5- روش خشنتري هم هست كه بايد يك شيشه اسيد بخريد و بريد سر راه طرف و تهديدش كنيد كه يا زنتون بشه يا شيشه اسيدو روي خودتون ميريزيد. ويا اصلا ميشه هيچكدوم ازين دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسير عادي زندگي رو طي كرد.
پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم: 1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه. 2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار. 3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم. 4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين. 5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد. 6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه. 7- پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون. 8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...! 9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد ميسازن واستون. 10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد. 11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه. 12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم. 13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه... 14- تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد. 1۵- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.
+ نوشته شده در 86/08/25ساعت 2 AM توسط باقالی |
تو براي من مثل خواهر مي موني ! يعني : ازت بدم میاد
فاصله سنيمون کمی زياده ! يعني خيلی بی ریختی من به تو به اونصورت علاقه ندارم ! يعني حالم ازت بهم می خوره من الان تو موقعيت بدی از زندگيم هستم ! يعني : نمی خوام ببینمت من دوست دختر دارم ! يعني : برو بمیر تقصير تو نيست ، تقصير منه ! يعني : گوشات درازه(خری) من الان توجهم به کارمه ! يعني حوصله تو رو ندارم من تصميم گرفتم مجرد بمونم ! يعني برو گم شو بهتره فقط با هم دوست معمولي باشيم ! يعني بطور وحشتناکی زشت
+ نوشته شده در 86/08/23ساعت 11 PM توسط باقالی |
خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!
این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید. 1- مرد مردها هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید. یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید. 2- نه گفتن شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند. حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این كار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتكار خانگی دست آموز تبدیل کنید. 3- داشتن شهوت جنسی شدید کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که يك خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وي داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد. 4- مستقل بودن شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید. 5- حسود بودن حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند. 6- آسیب پذیری گاه به گاه هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید. شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند. 7- پنهان کردن احساسات شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد. در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد. 8- سرتاپای او را وارسی کنید خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت ميكند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد. اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند. همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد. این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.
+ نوشته شده در 86/08/23ساعت 11 PM توسط باقالی |
به پايم
جوراب ضخيميست
با سوراخي بزرگ
که شصت پايم
از آن
ميخندد
به رويم.
و ميخندد رفيق
به شصت پا.
رفاقتش
بوي جورابي دارد
که گرفته
عرق پايي را
از پس سفري دراز
در کفشي تنگ.
+ نوشته شده در 86/08/20ساعت 0 AM توسط باقالی |
دلایلی که باعث میشود تو زنی را دوست داشته باشی
چتر حمایت او را احساس می کنی............ ......... .زمانی که خواهر توست
گرمای محبت او را احساس می کنی............ ...زمانی که دوست توست.....
هیجان و عشق او را احساس می کنی............ ...زمانی که عاشق توست
از خود گذشتگی او را احساس می کنی...........زمانی که همسر توست......
پرستش وایثار او را احساس می کنی..........زمانی که مادر توست....
دعای خیر او را احساس می کنی..........زمانی که مادر بزرگ توست
وباز هنوز او استقامت دارد............ ......
قلب او بسیارظریف و شکننده است
بسیار شوخ وشیطان............
بسیار فریبا............
بسیار بخشنده............ ..
بسیار خوش آهنگ............ ..
او یک زن است............ ....
+ نوشته شده در 86/08/20ساعت 0 AM توسط باقالی |
"خبر رسید که سیدی غیر اخلاقی منتسب به بازیگر سریال جواهری در قصر به بازار آمده و از فروش خوبی هم برخوردار شدهاست. به همین مناسبت، گروهی از خوانندگان کرهای که حسابی جوگیر شدهبودند ضمن تکذیب این خبر و با اعلام اینکه بازیگر فیلم غیر اخلاقی با بازیگر سریال نرگس –ببخشید سریال جواهری در قصر- فقط تشابه ظاهری دارند ترانه زیر را سروده و خواندهاند.
این ترانه را با سبک رپ بخوانید لطفا (خوانندگان: کیم دونگ یاس و ایل چونگ آمین):
هیشکی نگفت یه دختره تنها توی آشپزخونه
با نقشه بانو چویی چطوری سالم میمونه؟
چه حالی داشت وقتی که دید سیدیش به بازار اومده
همه با هم داد بزنین: بانو چویی خیلی بده
بانو چویی اینو بدون اگر که گیرت بیارم
پای چشای خوشگلت کلی بادمجون میکارم
(در نسخه اصلی بهجای کاشتن بادمجان از اعمالی غیر اخلاقی نام برده شدهبود که به دلیل مراجعه افراد زیر 18سال به این متن، از ذکر جزئیات اعمال غیر اخلاقی مورد اشاره معذوریم - مترجم)
بدون دروغ نیست این حرفا داره صحت
همه به یانگوم تهمت میزنن بیجهت
ماییم وارث درد ماییم باعث مرگ
غیرت کرهایها رو صاعقه زد
(متاسفانه مساله غیرت در کرهجنوبی کاملا رنگ باخته و به فراموشی سپرده شدهاست. چند هفته پیش در سینماهای این کشور فیلمی به نام نقاب اکران شد که مصداق کامل ترویج بیغیرتی بود - مترجم)
حالا کنج آشپزخونه تکیه داده تنها
حسودی میکنن بهش همه زنها
گفت به خدا ای خدای من فقط یه خواهش
دلم تنگه واسه مینجانگهو و روی ماهش
(ظاهرا صدا و سیمای کرهجنوبی ید طولایی در سانسور دارد. راویان میگویند در نسخه بدون سانسور سریال، گاهی اوقات اتفاقات خاصی میافتد! - مترجم)
پس کجا رفته غیرت مردای این شهر سئول؟
چرا واسه خرید سیدی یانگوم نمیدید پول؟
این سیدی ها داره حق کپیرایت
مفتی دانلود نکنی از اینترنت و سایت
(تکثیر غیر مجاز سیدی و عدم رعایت کپیرایت در کشور کره به صنعت سینما و سایر صنایع این کشور لطمه شدیدی وارد کردهاست. همین چند روز پیش بود که هنرمندان کرهای در موزه سینمای کره نسبت به تکثیر غیر مجاز آثارشان اعتراض کردند - مترجم)
یانگوم کلی زحمت کشید تا شد یه طبیب
چطور دلتون اومدید دادینش فریب؟
اون بود یک جواهر در قصر
خوشگلتر از اون نیست حتی در ولیعصر
(این خیابان ولیعصر با آن خیابان ولیعصر که در تهران وجود دارد متفاوت است. در خیابان ولیعصر سئول، حوالی ونک، پارک ملت و تجریش، دختران زیبایی به چشم میخورند اما یانگوم یهچیز دیگهاست)
عوض دیدن فیلم غیراخلاقی یانگوم
بشینید به تماشای فیلم غیر اخلاقی گیومیونگ
با تلویزیونهای 80 اینچ سامسونگ
سینما را به خانه بیاورید!
(ببخشید که اینجوری شد! پیامهای بازرگانی کره هم گاهی اوقات پابرهنه وارد سریال می شود. ظاهرا اینها هم از مهران مدیری و باغ مظفر یاد گرفتهاند - مترجم)
اگه نظر منو میخوای یونسنگ خیلی خوشگلتره
اما افسوس واسه من خورد نمیکنه تره
(خداییش دیگه! من اگه جای این مینجانگهو بودم یونسنگ رو انتخاب میکردم - مترجم)
بحثو عوض نکنیم وقتمون کمه
من دارم میگم به همه
دیدن سیدی کپی داره مشکل شرعی
همیشه اوریجینالشو ببین نه جنس فرعی
میگم به اونایی که واسه باقی حرف تشنهان
کپی غیر مجاز سیدی رو بشکن
من نمیشکم / بشکن / بشکن بشکنه بشکن
اینجا بشکنم یار گله داره / اونجا بشکنم یار...
(در اینجا شما می توانید جوگیر شده و به حرف خواننده عمل کنید - مترجم)"
+ نوشته شده در 86/08/20ساعت 0 AM توسط باقالی |
1-چشماشون بيشتر از عقلشون كار می كنه.
2-تا يه دختر خوشکل می بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش.
3-چشمك جزو تيك عصبيشونه.
4-اصولا هفته أی 1 بار شكست عشقی می خورن.
5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره.
6-دوستت دارم جزو حرفای روز مرشونه.
7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روی زمين.
8-می خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه
+ نوشته شده در 86/08/18ساعت 1 AM توسط باقالی |
نی نی دلش واسه خدا یه ذره شده بود! بالا رو نگاه کرد و گفت: این آدم گنده ها وقتی دستمو می گیرن خیلی خسته می شم..... اونا تند تند راه میرن و منم مجبورم تند تند تاتی کنم..... تازه!انقد باید دستمو بالا نیگه دارم گه اندازه ی دست بابایی بشه!!!! خوب خسته شدم خوب!تو شیکم مامان که راحت تر بود!!!! خدا گفت:صبر کن!بزرگ میشی..... **** نانی(نی نی بزرگ شده) گفت:خدا.... دستمو بگیر که از تنهایی دستام خسته ام!!! زندگی تند تند میره و من هر چی می دوم بهش نمی رسم..... خوب خسته شدم!!!! خدا گفت:صبر کن!یه جایی میشه که زندگی هم از دویدن میبرّه و خسته میشه!!! **** خدا.....خسته شدم!یه عمر دویدم! نه به بابا رسیدم نه به زندگی..... حالا جوونا میدون و من باز عقب موندم.... خدا:دستتو بده که اینبار نه خسته میشی نه میدوی!!!!
+ نوشته شده در 86/08/16ساعت 10 PM توسط باقالی |
خیلی نا امید بودم.... آخه امید خودشو لوس کرده بود! آخه واسه اونچه که حقم بود منتّشو کشیده بودم! رفت اون پشت مشتا قایم شد! هی صداش کردم.... هی گریه کردم! هر چی بیشتر منّتشو کشیدم بیشتر ناز کرد....نا امید تر میشدم.... یه دفعه قاطی کردم! بهش گفتم: به جهنم!!اصلاً لازم نکرده بیای! بهش گفتم اصن اگه بیای خودم پاتو قلم می کنم! من بدون توام میتونم زندگی کنم! لب ورچید! پشتمو بهش کردم.... گفتم: قهرم!!! زانوهاشو جمع کرد تو شیکمش!سرشو گذاشت رو زانواش! دلم یه دفعه براش گرفت..... رفتم جلو.... نازش کردم! باز خودشو لوس کرد! خزید و رفت تو همه ی وجودم!!!! مث یه پیشی لوس! ولی ملوس ملوس....... دوباره به زندگی خندیدم..... دوباره آهنگای داریوشو بوسیدمو گذاشتم کنار.....
+ نوشته شده در 86/08/16ساعت 10 PM توسط باقالی |
دخترا یا پسرا؟
اگه پسرا نبودن کی مامانارو دق می داد؟ اگه دخترا نبودن کی باباهارو دوس داش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کیو ضایع می کرد؟ اگه دخترا نبودن کلاس چی جوری قابل تحمل می شد؟ اگه پسرا نبودن کی دیوونه بازی در می آورد؟ اگه دخترا نبودن کی به دیوونه بازی پسرا می خندید؟ اگه پسرا نبودن کی آشغالا رو می ذاشت دم در؟ اگه دخترا نبودن کی آشغالا رو می داد پسرا که بزارن دم در؟ اگه پسرا نبودن کی نمره هاش تک می شد؟ اگه دخترا نبودن کی شاگرد اول می شد؟ اگه پسرا نبودن کی 99ساعت کارت اینترنت رو یه روزه چت می کرد؟ اگه دخترا نبودن کی می ترشید؟!!!! اگه پسرا نبودن کی مجبور بود ترشی بخره؟ ![]()
+ نوشته شده در 86/08/15ساعت 11 PM توسط باقالی |
فکر کن یه مورچه که به زور از لا به لای ریگ ها خودشو میکشه بیرون و بعد هم چند تا سنگ و قلوه سنگ رو پشت سر میذاره دست آخر هم که دستشو میگیره روی پیشونیش و چشماشو ریز میکنه و به دوردست ها خیره میشه هیچی نمی بینه جز بیابون و بیابون و بیابون برای فرار از احساس تنهایی که تو وجودش غل می زنه چی کار باید بکنه؟
+ نوشته شده در 86/08/15ساعت 11 PM توسط باقالی |
آدم می کشم .... غیبت می کنم .... فحش می دهم ... روسری نمی پوشم .... دزدی می کنم .... ولی با همه الاغیم .... دل کسی را نمی شکنم .... ما الاغها که دین نداریم ... بهشت و جهنم هم نداریم .... ولی خودمان ذاتن پست فطرت نیستیم .... مدرسه نمی رویم ... درس نمی خوانیم .... دانشگاه نمیرویم .... ولی شعور داریم ... کی می گوید هر کی تحصیلاتش بالا باشد شعورش بیشتر است .... مثلا همین دکتر طویله خودمان .... آمده بود بچه این خانم گاو را به دنیا بیاورد .... بچه که به دنیا آمد نگاهش کرد گفت اه چقدر زشت است ... خوب این دکتر اگر شعور داشت به بچه گوساله ما این حرف را نمیزد .... طفلکی همیشه افسرده است چون فکر میکند زشت است .... میدانی با همه الاغیم وقتی کسی پول ندارد مسخره اش نمی کنم .... ولی این پسر کشاورز ما مهندس است ولی همه را مسخره می کند .... ما وقتی یک بچه آدمیزاد میبینیم میدانیم زبانمان را نمی فهمد پس ادای حرف زدنش را هم در نمی آوریم ... ولی این آدمیزادها می آیند جلوی ما شروع می کنند به صدای گاو در آوردن ... آخر ماء ماء کردن را که ما نمی فهمیم ... بین خودمان باشد خانم گاو هم می گوید او هم نمی فهمد ... آدمها موجودات احمقی هستند .... خیلیم جالب است وقتی می خواهند درجه احمقی را بهم بگویند .... می گویند چقدر الاغی .... هِ هِِ .... ما اصلا حاضر نیستیم آدمها را لحظه ای جزء دار و دستهء خودمان حساب کنیم .... خلاصه که این آدمها موجودات غیر قابل تحملی هستند ....
+ نوشته شده در 86/08/15ساعت 6 PM توسط باقالی |
حرف گوش کن بچه ، من این موهارو که تو آسیاب سفید نکردم !
.
.
.
.
.
ببخشید ... دقیقاً کدوم مو ؟

+ نوشته شده در 86/08/15ساعت 6 PM توسط باقالی |
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!
+ نوشته شده در 86/08/12ساعت 2 AM توسط باقالی |